احساس هایی که کسی از اونها نمیدونست و حس هایی که کسی از اونها سر در نمی اورد

و به نظر میرسید همه اینها خوبه که تا اون اشفتگی ها به میون اومد و اون تلخ کامی ها بیشتر هم شد

از خودش پرسید اون تلخ کامی ها چیا هستن و اون تلخ کامی ها رو توی چه چیزهایی می بینی از خودش پرسید و به متن نگاه کرد جای جواب سوال رو خالی گذاشت به نظر جایی و حسی نداشت که اون جمله رو تا جایی بتونه ادامه بده و از خودش بگه اون میدونست و میترسید اون خوب میدونست از چی داره صحبت میکنه و اون خوب میترسید که اون احساس ها رو میدونه اون از جایی اومده بود که لازم بود بعضی چیزها رو به خودش نوید بده اون از اون احساس ها به خودش میگفت احساس هایی که با تردید های زیاد تو ام بود احساس هایی که راهی به جایی نمیبرد اون به چی میخواست برسه و به چی میخواست فکر کنه اون دنبال چیزی و حسی و هیچ راهی نبود همه احساس های خودشو به خوبی نگاه میکرد به نظر انگار اون همه جاها رو توی اشفتگی ها و نظر ها و اون نگاه ها اورده بود و خیره شده بود به اون زندگی هایی که جایی توی کلمه ها و نکته هاش جا گذاشته بود اون به خوبی اگاه بود از چی صحبت میکنه اما همه اون احساس ها رو نمیدونست لازمه بهش بپردازه یا نه . ایا واقعا لازم بود اونجوری به زندگی نگاه کنیم یا نه ایا واقعا لازمه اون همه تردید ها رو از خودمون بدونیم یا نه یا ما اومدیم با اون تردید ها جایی بریم و خودمون رو برسونیم که خیلی تلخ و با ترس و تردید ممکن بود به نظر برسه . عجب اون همه احساس رو اورد داخل یک سطر اومد خلاصه تردید رو توضیح بده با ترس تو ام شد که بگه نمی دونم

اگر نمیدونستی و نمیخواستی بگی چرا اون تردید هاتو اوردی اگر اون همه احساس داشتی چرا اومدی و در جایی و نکته ای توی متنی اومدی و اوردی و پنهان کردی به نظر چی خوبه که اون نکته ها رو ببینی و از خودت بگی و یا به نظر کافیه که اون متن رو از جایی و احساسی به خودت بگی و برسونی و همه اون اندوه ها رو میاری داخل کادر و کلمه و بگی در نهایت بله من اینها رو میدونم.

همه خوبی های احساس های ادم یه طرف و همه نیاز های ادم ها به خوبی ها یک سمت دیگه چی میشد به نظر اون همه معنی و مطلب نمیگرفت اون همه زیبایی که میتونست به خوبی دیده بشه چی میشد اگر همه اون احساس ها رو خوب میدونستیم و چی میشد همه اون نگاه ها رو ماله خودمون میدونستیم و چی میشد که همه اون نکته ها رو به خودمون میاوردیم و از همه اون راها به جایی که میخواستیم میرسیدم و اون نکته ها رو در نظر میگرفتیم ک چی میخواییم و برای چی کنار هم هستیم و از اون همه نکته های تردید امیز و تلخ دنبال چی میگردیم .

دوباره اومد و دوباره اومد و خیره شد به کلمات اون میدونست از چی صحبت میکنه اون میدونست قراره چیزهایی بگه که اون تردید های خودشو به متن و حقیقت و کلی گویی جای میرسوند اون میدونست از چی میگه و اون میدونست قراره چی بشه معلومه که میدونست قراره چی بشه اون از همه حس ها و دردسر ها سر درد میاورد و اون به خوبی میدونست قراره اون همه مطلب و نکته رو نادیده بگیره و از خوبی های خودش بگه اما هیچ خوبی وجود نداشت اون میدونست اومده بود از جاییو حسی بگه اما هیچ جایی و نکته و مطلبی برای بودن و ساده گفتن وجود نداشت جز همه تردید ها اون دوبارهبه اون چشم ها خیره شد اون جایی داشت برای رفتن و چیزی داشت برای گفتن و به نظر اونها کاملا بی تردید و بی ترس میرسید او میدونست در مورد چی صحبت میکنه و اون میخواست به اون چیزی و جایی که همه نکته ها رو دیده بود توجه بکنه اون مژه های درخشان که انگار بازتابی از نور چشم ها رو میرسوند بله اون کاملا عاشق و گیج و مات تصویر خودش در اینه شده بود این بار چندمی بود دوباره و دوباره به خودش نگاه میکرد و از خودش میپرسید که این منم یا اون سر رسیده به همون جایی که هدف نهایی که این جایی هست که من برسم دقیقا این جاییه و چیزیه که لازمه بگم این من هستم که لازمه این بودن ها و دوستی هاست و این گفتن ها لازمه واقعا که کنار هم هستیم و اون نکته ها ایا لازمه که به سطر در بیاد و اون خوبی ها و احساس هایی که لقد مال و پارچه پیچیده شده و حالا ارزش بودن و اون ساده زیستی ها رو ندارن و چه خوبه بیاییم از خودمون بگیم و بپرسیم و از خودمون و هر جایی و حسی رو از خودمون بدونیم و چه خوب میشد میتونستیم در کنار هم اون خوبی ها رو ببنیم و ازمیون اون خوبی ها دوباره به اون محبت ها و تروات های هم نگاه بکنیم و خودمون رو دوباره از خودمون بدونیم و اون احساس ها رو لقد مال نکنیم که احساس های خوده ماست و از اول هم متعلق به خوده ما بوده .

...

سلام . من کیمانا هستم . یکی از نویسندگان هددبر . شما میتونید در هددبر اگهی همسریابی و تبلیغاتی بدید یا به عنوان نویسنده در هددبر نگارش کنید و از ویژگی های اون بهره مند بشید و یا میتونید با هر کدوم از نویسندگان هددبر اشنا و دوست و یا حتی ازدواج کنید.برای نویسندگی در هددبر جدای ویژگی ازدواج . دیده شدن نوشته ها جایزه هزار دلاری و یا فرصت نشر اگهی رایگان در هددبر. هم در نظر گرفته شده
لینک اگهی به هددبربرای مشاهده اینجا (.کلیک کنید)
لینک ثبت نام نویسندگانبرای مشاهده اینجا (.کلیک کنید)

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

ثبت اگهی تبلیغاتی هددبر

سایت همسریابی ازدواج اسان و زندگی آسان با هددبر

مطالب سایت هددبر نوشته شده توسط کاربران شما میتوانید هر مطلبی دوست دارید برای هددبر بنویسید بدون تغییر مطلب منتشر خواهد شد


منتشر شده

در

توسط

برچسب‌ها:

>>> سایت همسریابی هوددبر

سایت هدبر

قدرت گرفته از فضای هاستینگ و طراحی سایت حجرات

تحت نظارت مثباتپلیس بررسی و نظارت فضای وب

مسبات پلیس mesbatpolic.sbs

همسریابی هددبر
ثبت اگهی
ازدواج آسان با هددبر
......
error: کپی کردن ممنوعه